اقتصادی و سیاسی
 
 
یک شنبه 27 فروردين 1391برچسب:, :: 9:29 ::  نويسنده : فردین

نماینده مسجد روستای “کراسنو-اکتیابرسکایا” منطقه “کیزلیار” داغستان اعلام کردکه آیاتی از قرآن مجید بر روی بدن کودک نه ماهه ای که در این روستا بدنیا آمده پدیدار و خود به خود ناپدید می شوند.

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت (ع) ـ ابنا ـ نماینده این مسجدگفته است: در خانواده یعقوبوف ها ۹ ماه پیش پسری بدنیا آمد که نام علی بر وی نهادند. اما چند روز بعد از تولد بر بدن این نوزاد کلماتی به زبان عربی نقش بست.

“مدینه یعقوبووا” مادراین کودک توضیح داد زیر چانه فرزندش بعد از تولد سیاهی هایی بوجود آمده بود که رفته رفته بعد از بهبود کلمه “الله” جای آن نقش بسته است.

وی گفت:این نوشته ها روزهای دوشنبه و جمعه پدیدار می شوند و در همین زمان دمای بدن نوزاد تا ۴۰ درجه بالا می رود. این نوشته ها سه روز باقی مانده و سپس به تدریج از بین می روند و سپس نوشته های جدیدی بوجود می آیند.

والدین این خبر را تا زمانی که بر روی بدن کودک جمله “حدیث مرا به مردم نشان دهید” بوجود نیامد،با دیگران درمیان نگذاشته بودند.

خانم یعقوبووا گفت: علی فرزند دوم ماست. برای دخترم این مسئله پیش نیامده بود.

رییس اداره دینی مسلمانان داغستان از ارائه توضیحاتی در این باره خودداری نمود و اطلاع داد که او هم مانند بقیه از این اتفاق در عجب است.



یک شنبه 27 فروردين 1391برچسب:, :: 8:53 ::  نويسنده : فردین

 









شنبه 26 فروردين 1391برچسب:, :: 20:43 ::  نويسنده : فردین

فاطمه معتمدآریا بازیگر سینمای ایران که طی سالهای اخیر با اقدامات و نظرات پرحاشیه خود توانسته بود نظر سینماگران غرب را به خود جلب کند، جایزه «هانری لانگ لوا» فرانسه را دریافت کرد.

به گزارش نوجومی، مسئولان این جشنواره دلیل خود را برای اعطای این جایزه به این بازیگر، حفظ ارزش های فرهنگی حرفه بازیگری و تعهد و حفظ حرمت روح هنر سینما دانسته اند.

معتمدآریا پس از دریافت جایزه اش گفت: همه ما امشب دلیلی مشترک برای با هم بودن داریم. بی آنکه بیاندیشیم به چه زبانی حرف می زنیم و در کدام کشور زندگی می کنیم و از کجای جهان به اینجا آمده ایم. بی آنکه بگوئیم در سرزمین مان سیاست مداران چه چیز را بین خودشان بده بستان می کنند.

وی که چندی قبل مشکل سینمای ایران را نداشتن برخی صحنه های و اتفاقات خاص (!) همچون بوسیدن زن و مرد توسط یکدیگر دانسته بود، بعد از بوسیده شدن توسط مجری مرد مراسم واکنشی جالب از خود نشان می دهد تا ظاهرا تاکید کند، مشکلات سینمای ایران در حال حل شدن است.



یک دختر ۱۵ ساله ساکن شمال شرق انگلستان طی دوماه تن فروشی در آخر هفته ها که دور از چشم خانواده انجام می داد ، توانست ۱۴۰۰۰ پوند ( بیش از بیست میلیون تومان ) پول بدست آورد…
ماجرای شغل آخر هفته این دختر دانش آموز وقتی افشا شد که معلمش در کیف او کاندوم، لیز کننده (لوبریکنت)، و مشخصات بنگاه مرتبط را کشف کرد.

به نظر می رسد او در هر آخر هفته درآمدی نزدیک به ۱۷۰۰ پوند داشته است. این دختر دانش آموز با هیچ مجازاتی مواجه نخواهد شد زیرا علاوه بر آنکه به سن قانونی نرسیده است ، قانون انگلیس در مورد افرادی که دست به تن فروشی می زنند سکوت کرده و فقط در مورد مشتریان مجازات تعیین کرده است.



مرد جوان که یک روز بعد از عقد نوعروس ۱۷ ساله را با ضربه کارد به قتل رسانده بود، صبح امروز در دادگاه کیفری به دفاع از خود پرداخت. ساعت ۱۹ شامگاه ۲۰ بهمن‌ماه سال گذشته پلیس قرچک ورامین در جریان قتل هولناک نوعروس ۱۷ ساله‌ای قرار گرفت .

قربانی جنایت فاطمه نام داشت و پیش از مراسم خواستگاری داماد ۲۸ ساله‌ وی را ندیده بود و هیچ شناختی بین تازه‌عروس و داماد نبود. پلیس قرچک ورامین متوجه شد که قاتل به نام اسماعیل همان مراسم فردای عقد همسرش را در خانه پدری‌اش واقع در خیابان شاه‌آبادی کشته و پا به فرار گذاشته است.

همزمان با صدور دستور قاضی شعبه ۱۰۳ دادگاه قرچک مبنی بر ممنوع‌الخروج بودن اسماعیل، تیمی از ماموران پلیس آگاهی وارد عمل شدند تا با ردیابی تازه‌داماد جنایتکار پرده از انگیزه وی در این جنایت حیرت‌آور بردارند. بدین ترتیب تجسس‌ها برای ردیابی اسماعیل آغاز شد و پلیس در کمتر از یک هفته توانست وی را در مخفیگاهش به دام اندازد.

تازه‌داماد در بازجویی‌ها گفت: با پیشنهاد مادرم به دیدن فاطمه رفتم و در روز نخست وی را پسندیدم تا اینکه عقد کردیم، وقتی برای نخستین‌بار با هم تنها شدیم ساعتی بعد از عقدمان بود که متوجه بوی بد دهان فاطمه شدم. همان لحظه احساس کردم با دختری شلخته ازدواج کرده‌ام و تا آخر عمر باید بدبختی بکشم. شب پاگشا از خانه بیرون رفتم. وقتی سر کوچه رسیدم چاقو فروشی را دیدم؛ یک چاقو خریدم و بازگشتم.

داخل خانه که شدم همه خندان روی مبل‌ها نشسته بودند. بدون اینکه حرفی بزنم سراغ فاطمه رفتم و با چاقو به وی ضربه زدم. با تکمیل تحقیقات پلیسی و بازپرسی، کیفرخواست اسماعیل به خاطر قتل نوعروسش صادر و پرونده در اختیار شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت.

صبح امروز جلسه محاکمه متهم به ریاست قاضی عزیز محمدی و حضور چهار قاضی مستشار برگزار شد. در ابتدای جلسه نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست برای متهم تقاضای مجازات قانونی کرد. سپس اولیای دو با حضور در جایگاه خواستار قصاص قاتل دخترشان شدند.

در ادامه نیز متهم به قتل در دفاع از خود گفت: من در تصمیم گیری عجله کردم. الان از کار خود پشیمانم اما این پشیمانی دیگر سودی ندارد. قضات دادگاه پس از رسیدگی به این پرونده ختم دادگاه را اعلام کرده و برای صدور حکم وارد شور شدند.



او همسرش را در سال ۲۰۰۳ از دست داد. زمانی که او را دفن کرد، تصمیم گرفت تونلی را تا گور همسرش حفر کند به طوری که بتواند شب‌ها در کنار او باشد ولی وقتی همسایه‌ها و مسئولین محلی متوجه شدند، جلوی کار او را گرفتند. ون در نوامبر سال ۲۰۰۴ تصمیم گرفت که بقایای جسد همسرش را از گور در آورده و به خانه بیاورد.



او این کار را انجام داد و باقیمانده جنازه همسرش را در کاغذ پیچید و ماسکی نقاشی شده به شکل همسرش را روی صورت جنازه قرار داد .
ون به روزنامه محلی ویتنام گفت: همسایه‌ها هیچگاه به دیدن ما نمی‌آمدند ولی از زمانی که موضوع جسد همسرم کشف شد و در روزنامه‌ها نوشته شد هر روز می‌خواهند با ما دیداری داشته باشند.
او افزود من ترسی از خوابیدن با همسرم ندارم، فقط جسم همسرم مرده ولی روحش هنوز با ماست.
 


سه شنبه 8 فروردين 1391برچسب:, :: 10:46 ::  نويسنده : فردین

در سن ۸۹ سالگی
 
 
 
بی بی قصه های مجید درگذشت  
 
 
 
 
   
 
 
    مادر بزرگ "قصه های مجید" در ۸۹ سالگی بر اثر بیماری و کهولت سن نیمه شب گذشته در اصفهان درگذشت.
   
   
 
 
     

مادر بزرگ "قصه های مجید" در ۸۹ سالگی بر اثر بیماری و کهولت سن نیمه شب گذشته در اصفهان درگذشت.

 

به گزارش خبرگزاری مهر، پروین دخت یزدانیان در نجف آباد به دنیا آمد و دارای مدرک تحصیلی ششم ابتدایی بود. وی دارای ۱۲ فرزند، ۲۵ نوه و ۵ نتیجه است که از میان این تعداد فرزند کیومرث و منوچهر پوراحمد کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون شناخته شده هستند.

حضور یزدانیان مقابل دوربین از سال ۱۳۷۰ با مجموعه "قصه های مجید" آغاز شد و ایفای نقشش در سینما از سال ۱۳۷۱ با "صبح روز بعد" و "شرم" که هر سه به کارگردانی پسرش بود ادامه یافت.

 

وی در فعالیت کوتاه مدت خود در سینما، حضور در فیلم های "نان و شعر"(۱۳۷۲)، "خواهران غریب"(۱۳۷۴) و "شب یلدا"(۱۳۷۹) را به کارگردانی فرزندش کیومرث پوراحمد و ایفای نقش در فیلم مهریه بی بی(۱۳۷۳) ساخته اصغر هاشمی تجربه کرد.



سه شنبه 8 فروردين 1391برچسب:, :: 10:44 ::  نويسنده : فردین

 

خاطره مردی که مرد و زنده شد
 
 
خاطره مردی که مرد و زنده شد  
 
 
 
 
   
 
 
    در صندلی عقب خوابیدم و ۴۲ روز بعد چشم باز کردم...
   
   
 
 
     

مازیار کشاورز مرد ۵۲ ساله ای که ۱۷ سال قبل، یک بار مرده و زنده شده است، در گفت وگو با جام جم، خاطره این اتفاق عجیب را نقل کرده است. کشاورز هم اینک، عضو هیات مدیره شرکت پست جمهوری اسلامی ایران است.

 

بخشی از این مصاحبه را می خوانید:

حادثه چگونه و در چه سالی برای شما رخ داد؟

آذر ۱۳۷۴. آن روز برف می بارید و من که آن زمان مدیرکل پست استان کردستان بودم، ساعت ۸ صبح به اتفاق راننده، حبیب الله کشاورز سوار یک پاترول شدیم تا به قروه برویم. وقتی حرکت کردیم، متوجه شدم او شب قبل به دلیل آن که به خانه اش مهمان آمده خوب نخوابیده بود. از او خواستم تا اجازه دهد من رانندگی کنم. برف بشدت می بارید، به طوری که پنج ساعت طول کشید تا از سنندج به قروه رسیدیم. خیلی خسته بودم. وقتی برای سوختگیری در پمپ بنزین توقف کردم، او از خواب بیدار شد و خواست رانندگی کند، من نیز در صندلی عقب خوابیدم و ۴۲ روز بعد چشم باز کردم.

وقتی شما خواب بودید حادثه رخ داد؟

بله، بعد شنیدم که در نزدیکی صالح آباد، خودروی ما با یک تریلی حاوی سنگ برخورد کرده و شدت این تصادف به حدی بود که از شیشه عقب خودرو به میان جاده پرتاب شده بودم. پس از حادثه من نفس نمی کشیدم و به تصور این که فوت کرده ام رویم پتو انداخته بودند.

 

آن روز جسد مرا پشت یک وانت بار عبوری قرار داده و به امید نجات به بیمارستان برده بودند که در آنجا پس از معاینه و به دلیل آن که آثار و علائم حیاتی در من وجود نداشت، مرا تحویل سردخانه می دهند.

چگونه متوجه شدند شما زنده هستید؟

ظاهرا ۲۴ ساعت بعد یکی از کارگران سردخانه بیمارستان که مشغول جابه جایی اجساد بوده در یک لحظه متوجه می شود انگشت شست پایم تکان می خورد. او سراسیمه موضوع را به پزشکان اطلاع می دهد. وقتی مرا از سردخانه خارج می کنند، ظاهرا تنها پزشک جراح نیز پس از چند ساعت عمل بیمارستان را ترک کرده بود، اما تقدیر چنین بود که من زنده بمانم.

مگر چه اتفاقی رخ داده بود؟

پزشک جراح پس از خروج از بیمارستان و در نزدیکی خانه اش متوجه می شود سررسید خود را در بیمارستان جا گذاشته و چون نیاز به آن داشت، برای برداشتن سررسید به بیمارستان می آید که با مشاهده وضعیت من بلافاصله ۷ عمل جراحی سخت روی من انجام می دهد و سپس مرا به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان منتقل می کنند.

در این مدت چه احساسی داشتی؟

تصادف را که به یاد نمی آورم، اما در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان خود را می دیدم که در اتاق به پرواز درآمده بودم. مدام در گوشه ای از سقف که حالت زاویه را داشت قرار می گرفتم و پیکر خود را می دیدم که در زیر دستگاه تقلا می کند. احساس سبکی خاصی داشتم و خیلی خوشحال بودم. هر بار که همسر و فرزندانم را می دیدم که با دیدنم گریه می کنند، به آنها می خندیدم و از آنها می خواستم گریه نکنند، اما صدای مرا نمی شنیدند. دلم می خواست اتاق را ترک کنم. خیلی تلاش می کردم، اما نمی توانستم.

چرا؟

پدربزرگم را می دیدم که او نیز پس از سال ها که از زمان مرگش می گذشت به ملاقاتم آمده بود. من او را خیلی دوست داشتم. از او پرسیدم کجا زندگی می کند، اما تنها به من لبخند می زد و می گفت در جایی خیلی خوب. وقتی از او خواستم مرا هم همراه خود ببرد، گفت نه، تو باید برگردی. التماس هایم بی فایده بود و او توجهی نمی کرد.

چه مدت در این حالت قرار داشتی؟

۴۲ روز بیهوش بودم و سرانجام وقتی به کالبدم بازگشتم با گرمای آفتابی که از پنجره اتاق بیمارستان به صورتم افتاده بود، از خواب بیدار شدم.



   
 
  روش هایی که به شما کمک می کنند طرف مقابل تان را بهتر بشناسید  
   
 

یک پسربچه ۵ ساله روی یک کاناپه نشسته است و یک بسته شکلات در دست دارد. او تصمیم می گیرد که شکلات را بخورد اما در همین حین پدر خانواده او را با دعوت به تماشای بازی فوتبال غافلگیر می کند. پسر بچه شکلات را زیر کاناپه قایم می کند تا در یک موقعیت خوب آن را بخورد. در همین حین خواهر پسربچه برای پیدا کردن عروسکش همه جا را بهم می ریزد و در بین جست وجوهایش به شکلات باز نشده برادرش بر می خورد. او آن را بر می دارد و در قفسه کتاب پنهان می کند تا در موقعیتی بهتر و مناسب آن را بخورد. ساعاتی بعد وقتی پسربچه از تماشای بازی فوتبال بر می گردد شکلات خود را پیدا نمی کند اما به نظر شما او چه واکنشی نشان می دهد؟ او بعد از کمی جست وجو به سراغ قفسه کتاب می رود و شکلات را آنجا پیدا می کند اما پسر بچه چطور توانسته به این موضوع دست پیدا کند؟ آنچه دانشمندان در این مثال کوچک از آن صحبت می کنند ذهن خوانی است اما چطور؟

 

 

● زبان چشم ها

یاد گرفتن زبان بدن یکی از راه های پی بردن به افکار دیگران است. نخستین چیزی که می تواند در شروع یک ارتباط کلید راهیابی به ذهن دیگران باشد نحوه نگاه افراد در هنگام شنیدن حرف های شماست. مثلا اگر در هنگام صحبت با کسی، فرد مقابل شما مردمک چشم هایش گشاد شده این نشان می دهد که او به صحبت های شما علاقه مند شده است و این نشانه خوبی است به این معنا که می توانید به صحبت های خود ادامه دهید و نگران کسالت مخاطب تان نباشید. اما اگر چشم های طرف مقابل تان بیش از اندازه گرد شده است این نشان می دهد که او خیلی به صحبت های تان علاقه مند نیست و تنها وانمود می کند که صحبت های تان را پیگیری می کند. در هنگام صحبت سعی کنید به چشم های طرف مقابل تان دقت کنید و واکنش چشم های او را نسبت به خودتان زیرنظر بگیرد. خیلی لازم نیست که تمامی نشانه های مربوط به چشم ها را یاد بگیرید اگر این ۲ نشانه ای که برای تان نام بردیم، را در مکالمه های تان کنترل کنید حداقل می فهمید که زمان ادامه دادن یک گفت وگو یا قطع کردن آن چه زمانی است. نشانه خوب دیگر مربوط به حرکت دست هاست. وقتی فردی با دست هایش بازوهایش را در بغل بگیرید و به صحبت های شما گوش دهد (تقریبا شبیه زمانی که شخصی سردش شده است) این نشان می دهد که تمایلی به صحبت با شما ندارد ودوست دارد که هرچه زودتر این مکالمه تمام شود. خوب به این نشانه ها توجه کنید و تا دیر نشده است دست از گفت وگو بردارید. ممکن است شخصی ناخن هایش را هراز گاهی در طول صحبت با شما بجود و این نشانه به معنای بی قراری و ناآرامی فرد مقابل تان است و با دیدن این نشانه می توانید صحبت را به جهت دیگری هدایت کنید. گاهی هم ممکن است شخصی خودش را قوز کند و این نشانه این است که او ترجیح می دهد احساساتش را از شما پنهان کند.

 

 

● یک توانایی بالفطره

در میان موجودات زنده انسان ها تقریبا تنها کسانی هستند که می توانند ذهن دیگران را بخوانند. دانشمندان این توانایی را در حدود ۵ سالگی به بعد توصیف می کنند اما خواندن ذهن یکی از جالب ترین موضوعاتی است که بیشتر افراد به آن علاقه دارند. شاید شما که در حال خواندن این مطلب هستید از بیان کردن این موضوع که دل تان می خواهد ذهن دیگران را بخوانید خجالت بکشید امابا جرات می توان گفت که کمتر کسی است که راجع به این موضوع کنجکاو نباشد اما از یاد نبرید که در اینجا منظور از ذهن خوانی افراد این است که شما بتوانید ذهن افراد را مثل یک کتاب بخوانید و برای همین بهتر است در این مورد خیلی رویایی فکر نکنید اما موضوعی که می تواند شما را خوشحال کند این است که توانایی خواندن ذهن دیگران خیلی هم کار سختی نیست و هرکسی می تواند این کار را انجام دهد.

 

 

● یک راهکار علمی و ثابت شده برای شناخت ذهن

علاوه بر زبان بدن که بسیار کاربردی است نوعی تکنیک دیگر وجود دارد که از طریق علمی ثابت شده است. در این تکنیک نیازی نیست که مثل زبان بدن به حرکت دست ها و چشم های فرد مقابل تان خیره شوید بلکه فقط کافی است خودتان را جای فرد دیگری بگذارید. دانشمندان در تحقیق هایی که انجام شده به این نتیجه رسیده اند که وقتی خودتان را جای شخص دیگری بگذارید بخشی از سلول های موجود در مغز تحریک شده و به صورت خودکار می توانند تا اندازه ای حالات و روحیات فرد مقابل تان را حدس بزنند. این در واقع به عبارت ساده همان « خود را جای شخص دیگری گذاشتن» است. وقتی خود را جای شخص دیگری می گذارید و سعی می کنید همانند او فکر کنید تا اندازه ای می توانید شرایط و حالات روحی مخاطب تان را درک کنید و با توجه به واکنش هایی که به شما نشان می دهد می توانید به نوعی ذهنش را بخوانید چون در این حالت شما توانسته اید در جایگاه او شرایط خود را تصور کنید و در نتیجه بهتر به توصیف حالات و ذهنش بپردازید.

 

 

● آواهایی که باید به آن توجه کنید

ضرباهنگ صدا هم می تواند تا اندازه زیادی شما را در شناختن دیگران و آنچه در ذهن شان می گذرد آگاه کند. اگر مخاطب شما در هنگام صحبت با صدای بلندتر و واضح صحبت کرد این نشان می دهد علاوه بر داشتن اعتماد به نفس، صحبت هایش از صداقت بیشتری برخوردار است اما اگر مخاطب شما فردی است که اصولا آرام حرف نمی زند اما در یک موقعیت خاص به آرامی و کمی تردید با شما صحبت می کند نشان می دهد که او چیزی را از شما پنهان می کند. در این مواقع حرکت لب ها هم می تواند نشانه خوبی برا ی پی بردن به ذهن دیگران باشد.

ممکن است شما از دوست تان یک خواهشی داشته باشید یا از او بخواهید که کاری بزرگ را برای تان انجام دهد اگر او در هنگام بیان این تقاضای شما لب هایش را جوید یا با مکث به شما پاسخ داد باید خیلی مراقب باشید و از بیان خواسته تان منصرف شوید چون او مطمئنا جواب مثبتی به درخواست تان نخواهد داد.

     
 
 
 
 
 



صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

درباره وبلاگ


با عرض سلام و خسته نباشید به شما دوست عزیز که به ویلاگ این بنده سری زده اید و امید وارم که در وبلاگ من 1 مطابی رو پیدا کنی که به درد شما بخوره و بتوانی از آن استفاده مفید را انجام بدی . با نظرات خود ما را در انجام هر چه بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید. شماره تماس با من 09141668615
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان درسی و آدرس fardin.851165965.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 99
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 201
بازدید ماه : 353
بازدید کل : 365032
تعداد مطالب : 279
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


در این قسمت ک
" />src="http://web.clicktala.com/show_statics.php">
لیک کنید